خرید بک لینک

وجههای فعل - دستور فعل فارسی

وجه فعل (mood) نشانگر این است که فعل از چه وجهی بیان شده: بر اساس واقعیت یا ذهنیت یا غیر از آن. وجههایی که در صرف فعل با آنها سر و کار داریم، از این قرارند:

گزارشی

وجه گزارشی یا اِخباری (indicative) هنگامی به کار میرود که میخواهیم انجام گرفتن یا نگرفتن فعلی را گزارش بدهیم. این وجه مختص رویدادهای واقعی است و با رویدادهای ناواقعی و ذهنی (پنداشت، گمان، برداشت، مشروط و ...) سر و کار ندارد. مثال:

  • ماه به دور زمین میگردد.
  • دیروز به مدرسه نرفتم.

التزامی

وجه التزامی یا پیرو (subjunctive) در برابر وجه گزارشیست و هنگامی به کار میرود که انجام فعل واقعیت ندارد و میخواهیم پنداشت، احتمال، میل، قصد، دستور، خواهش و مانند آن را بیان کنیم (هر امر ناواقعی و ذهنی):

گزارشیالتزامی
امروز باران میآید فکر میکنم امروز باران بیاید
حسن به بانک رفته حسن باید به بانک رفته باشد
هر روز کمی پیادهروی میکنم از فردا میخواهم هر روز کمی پیادهروی بکنم

امری

وجه امری برای بیان دستور، خواهش، درخواست، هشدار، راهنمایی و مانند آن به کار میرود. وجه امری زیرشاخهای از وجه التزامیست و از آن ساخته میشود با این تفاوت که شناسهی دوم شخص مفرد (تو) پوچ است. نگاه کنید به زمانهای امری

نمودهای فعل - دستور فعل فارسی

نمود (aspect) یک فعل نمودار چگونگی وقوع آن است. برای مثال، تفاوت «رفتم»، «میرفتم» و «رفته بودم» که هر سه، زمانشان «گذشته» و وجهشان «گزارشی» است، در نمودشان است.

نقلی

نمود نقلی تنها برای زمان گذشته است و همان طور که از ناماش پیدا'ست، برای «نقل» کاریست که در گذشته انجام گرفته و اینک اثر و نتیجهی آن مورد نظر است. مثالهایی از این نمود:

  • هوا تاریک شده
  • شواهد موجود گویای آن است که این دایناسورها، بیشتر از ماهیها تغذیه میکردهاند.

پیشین

نمود پیشین بیانگر رخ دادن فعلی، پیش از فعلی دیگر است:

  • وقتی به خانه آمدم، پدرم رفته بود.

مقدم

نمود مقدم بیانگر این است که انجام فعل مقدم بر هر فعل دیگری بوده یا خواهد بود. این نمود دیگر در فارسی معیار به کار نمیرود.

ناتمام

نمود ناتمام (imperfect) نشاندهندهی پایستگی و دوام فعل در مقطعی از زمان است. از آنجا که در مورد پایان فعل اطلاعی نمیدهد، به آن ناتمام میگویند:

  • مادرم قبلا در مدرسه فیزیک درس میداد.
  • فرعون هرگز اجازه نمیداد کسی موهایش را ببیند. او همیشه نوعی تاج یا سرپوش که به آن «نمس» میگفتند، بر سر میگذاشت.

توجه این نمود در انگلیسی وجود ندارد و بسته به بافت متن فارسی، میباید از زمانها یا عبارتهای مختلف انگلیسی برای ترجمه استفاده کرد. زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تنها یک زمان از نمود ناتمام دارند که به ترتیب آن را «imparfait» و «imperfecto» و «imperfetto» مینامند.

استمراری

نمود استمراری (progressive) بیانگر در جریان بودن فعل در برههای از زمان است:

این نمود ظاهرا در سدهی اخیر به فارسی افزوده شده. نمود استمراری زیرمجموعهی نمود ناتمام است. بدون نمود استمراری هم میتوان در جریان بودن فعل را با نمود ناتمام نشان داد. این نمود خاص فارسی گفتاری است و در فارسی نوشتاری، از ترکیبهایی چون «در حال … بودن»، «مشغول … بودن» و «سرگرم … بودن» استفاده میشود: دارد درس میخواند —> در حال / مشغول / سرگرم درس خواندن است.

نکته نمود استمراری صورت منفی ندارد، یعنی «داشتم نمیرفتم» نداریم. این نمود تنها هنگامی به کار میرود که بخواهیم درجریان بودن فعل را در برههای از زمان بیان کنیم. در غیر این صورت، از معادل آن در نمود ناتمام استفاده میشود: «داشتم میرفتم بانک» —> «نمیرفتم بانک».

برچسب: نویسنده: سینا کاشفی تاريخ: يکشنبه 23 آبان 1395 ساعت: 0:33

صفحه بندی